خوب به یاد دارم، سالها پیش در اوج سرخوردگی و پریشانی، به یاد فرمایشهای مسیح افتادم که وعده داد هر که به او ایمان بیاورد، هرگز تشنه نخواهد شد. بیاختیار در درون خود ناله برآوردم و گفتم که “من هنوز تشنهام”. شروع کردم به دعا کردن و تأمل. آن ماجرای انجیل را به خاطر آوردم که مسیح با یک زن سامری سخن میگفت. به او فرمود: “هر که از آن آب که من به او میدهم بنوشد، هرگز تشنه نخواهد شد، بلکه آبی که من میدهم در او چشمهای میشود که تا به حیات جاویدان جوشان است.” (یوحنا ۴:۱۴). قسمت دوم این آیه بود که توجه مرا در آن لحظات دشوار، به خود جلب کرد. میفرماید: “در او چشمهای میشود”. “در او”. ناگهان احساس کردم که این چشمه در “درون من” است. اما آیا من به “درون” خود رجوع میکنم؟ آیا به “لب چشمۀ درون” میروم؟
منظورم این نیست که تفسیر درست این آیه همین است که در آن لحظۀ خاص بطور شخصی، برای من روشن شد. اما این نکته به من یادآوری کرد که من نیاز دارم بطور مرتب از مشغلههای خـُردکنندۀ زندگی فاصله بگیرم و با مسیح وقت صرف کنم و از آب این چشمه بنوشم. لازم دارم به “لب چشمۀ درون”، نزد چشمۀ آب حیات بروم، با خدا خلوت کنم، و از روحالقدس پر بشوم. مسائل زندگی و مشکلات آن بر روح و ذهن ما اثر میگذارند. اگر اجازه دهیم در آنها غرق شویم، “تشنه” خواهیم شد. اما اگر به لب چشمۀ آب حیات بیاییم، به فرمودۀ مسیح، “هرگز تشنه نخواهیم شد”. آیا چشمۀ آب حیات در درون ما جاری است؟

Leave a comment